آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

هر روز تو مصادف با ارزوی مرگ من است

1392/2/12 12:00
نویسنده : شهرزاد
677 بازدید
اشتراک گذاری

خدای من

انیتا هر روز داره بدتر میشه

این داروی جدید حسابی شلش کرده

بیقرار و شل

دیگه نمیتونه حتی بایسته یا براش تلاش کنه

فقط غر میزنه

و قل میخوره

خدای من

انیتا 6 خرداد دوساله میشه

با این اوضاع

خدایا چکار کنم ؟به کی متوسل بشم ؟

بچم بیقراره که چرا نمیتونه بشینه بایسته

و من فقط نگاهش میکنم

اینقدر بیقرار که مثل پرنده تو قفس همش درحال خوردن به در و دیوار

بعضی وقتا از گرفتش خسته میشم و دعواش میکنم

خدایا چکار کنم

این داروها داره از پا درمیارتش

خدایا برای دشمن ادم هم این روزا رو نیار.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (18)

مجید
12 اردیبهشت 92 13:44
سلام ایشالا بچت سریع خوب بشه من براش دعا می کنم
(خدایا بحق حضرت زهرا دل هیچ مادری به خاطر غصه بچش نشکنه .......
الهی الهی الهی..............آمین)


مرسی اقا مجید
ممنون برای دخترکم دعا کردید
انشالله خداوند سلامتی رو روزی همه بچه های بیمار کنه.
امین
الهام مامان علیرضا
13 اردیبهشت 92 12:07
سلام تو خصوصی پیام داری گلم.
نرگس
13 اردیبهشت 92 14:36
سلام



این دارو شاید الان داره ضعیفش میکنه و بعدش روبراه بشه. بهش مثبت نگاه کنین. ان شاالله که خدا بهتون صبر بده تا بتونین این روزای سخت رو تحمل کنین تا دختر گلتون خوبه خوب بشه و واستون شیطونی کنه. من دعا میکنم براش همیشه. اما ببخشید که کم کامنت میذارم.

اگر دوست داشتین رمز رو بهم بدین.




مرسی عزیزم لطف میکنی

رمز رو تو وبلاگت گذاشتم
مامان ملیکا کوچولو
14 اردیبهشت 92 2:23
دوست خوبم. هروقت میام اینجا داغون میشم. خیلی گریه میکنم.خیلی دوستون دارم.هم شما و هم انیتامو.دلم میخواست میومدی پیشم.میومدی خونمون.با انیتا بازی میکردم. میبوسیدمش.می بوییدمش.غصه نخور خانومم.هروقت میام میگم:ای خدا.یا امام رضا. یا امام زمان انیتامو شفا بده. من که خالشم طاقت ندارم اینطوری ببینمش،خدا به داد خواهر گلم برسه.عزیزم...توکل کن.توکل،توکل.دیگه اشکهام نمیذاره.میبوسمتون.

الهی فدات شم دوستم که اینقدر مهربونی
قربونت اشکات برم عزیزم
برامون دعا کن
اگه میبینی ذره ای خوندن سختی های من باعث لطمه به زندگیت میشه خواهش میکنم نخون عزیزم
خودت داغون میکنیا
هدی مامان مبین
14 اردیبهشت 92 7:44
خدا آرومت کنه عزیزم
بخدا سخته......زجر آوره....نمیدونم چی بگم
ببوس روی ماهشو
دستت رو می بوسم....روزت مبارک



فدات هدی جون
مرسی گلم
توام ببوس مبین خوشگلتو
برام دعا کن
منيژه
14 اردیبهشت 92 10:05
شهرزاد جان، آيا يك دكتر ديگه برديش؟
من به شخصه خيلي به دكتر اشرفي به لحاظ تشخيص اعتقاد ندارم شايد علت ديگه اي داره ببرش پيش تنكابني يا انوري يا محمدي!!!
شايد اگر علت درست تشخيص داده بشه درمان جواب بده عزيزم
تماس بگير دوست من

شمارمو میل کردم برات عزیزم
رها
14 اردیبهشت 92 21:26
سلام خانمی
ایشاا...هرچی زودتر دخترتون خوب میشه واز شیطنت هاش مینویسن خدای خیلی کریم
به امید روزهای قشنگ خانمی
روزتونم مبارک



انشالله رها جون

انشالله به دعای تو عزیزم
رها
14 اردیبهشت 92 21:28

خدابزرگه خانمی بازم باید به خودش متوسل شی برادخترنازتون دعامیکنم
ایشاا...به زودی شفا÷یدامیکنه...


انشالله
مامان دوفرشته
14 اردیبهشت 92 22:02
انشالله که هیچ مادری بیماری فرزندشو نبیبه .
انشالله این روزای سخت تموم میشه.


انشالله عزیزم انشالله
شادی
15 اردیبهشت 92 2:47
مستااااااااااااانه بخدا جیگرم کبابه براتون .

چکار کنم که کاری از دستم بر نمیاد ...
چکار کنم ...


دعا کن برام شادی
شادی دارم میمیرم.دعا کن خدا حداقل مرگم رو نزدیک کنه
ترنم
15 اردیبهشت 92 13:24
شهرزاد عزیزم من همیشه به وبلاگت سر میزنم و مطالبتو می خونم و همیشه برایه دختر کوچولویه نازت دعا میکنم که خدا شفایه آنیتا جونو بده و دل مامان صبورشو شاد کنه و صد البته دل دوستانشو اما همیشه اشک اجازه نوشتن نمیداد چون دقیقا میتونم حست کنم درد فرزند را دیدن و کاری از دستت بر نیاد یعنی چی؟توکلت بخدا باشه مطمئنم که اون بالایی تنهات نمیزاره


اینکه کسایی هستن و برای دخترکم دعا میکنن واقعا جای خوشحالی داره
درست میگی ترنم
خیلی سخته
خدا این درد رو به هیچ مادری نده
مرضیه
15 اردیبهشت 92 14:36
مامان آنیتا سلام من به تازگی با وب شما آشنا شدم و از صمیم قلب آرزو میکنم و دعا میکنم که آنیتا جون به زودی سلامتی کاملشو به دست بیاره
ناامید نشو گلم خدا حتما کمک میکنه


مرسی عزیزم
توکل به خدا
کاریش نمیشه کرد
خاله نرگس
17 اردیبهشت 92 12:38
قربون دل پر دردت برم. می دونم هر ثانیه تو چشمات اشکه. می دونم لبخندی رو لبات نمی یاد اگر هم باشه تلخه. می دونم خیلیییییییی سخته. تا بچه نداشتم نمی دونستم اما الان . بمیرم برای دل پردردت. کاش می تونستم کاری بکنم. خدایاااااا صدای دل ما مادرها رو می شنوی.


ای گفتی نرگس
یه شرح حال کامل ازم دادی
مرسی که اینقدر بهم نزدیکی و همدردی و دعامون میکنی
بوووووووووووس
مامان تینا
17 اردیبهشت 92 13:06
نمیدونم چی بگم مستانه جون


چه کاری غیر از دعا از من بر میاد

هرروز به یادتونم

و برای آرامش تو وبهبودیه انیتا دعا میکنم


مرسی گل من
خدا دختر طلاتو حفظ کنه
عاطفه
17 اردیبهشت 92 19:26
سلام عزیزم.چند وقتی هست که مطالبتو میخونم.خیلی سخته ولی مطمئنا روزایی میرسه که تمام این سختیا میگذره و فقط و فقط خوشی میاد تو خونتون.اونوقت میای و تو وبلاگت از روزای قشنگ با دختر بودنت مینویسی.پس قوی باش عزیزم.میتونم رمز داشته باشم؟


سلام گلم
مرسی
ببخشید رمز رو فقط تعدادی از دوستان صمیمی من دارن
بهتر هم که نداری
چون معمولا وخیم ترین قضایا رمز دار مینویسم
بیخیال
نسرين
18 اردیبهشت 92 7:20
از تصور دردي كه مي كشي خورد شدم. ارشيورو خوندم و كريه كردم. تا صبح تو فكرت بودم. خواهرم دستاي پر مهرت رو مي بوسم. مطمئنم خدا بخاطر آدمايي مثل شماست كه هنوز از آدمها نا اميد نشده. خدا صبر بيشتري بهت بده عزيزم. اكه دعاي من كناه كار قبول باشه دعا مي كنم.


مرسی نسرین جان
دعا کن برام
شاید دعاهای شما سببی باشه خدا منو ببخشه و به دخترکم رحم کنه
هاله
22 اردیبهشت 92 2:13
کاش کاری غیر از دعا از دستم برمیومد مستانه... بمیرم برای تو و این فرشته کوچولو که اینقدر داره اذیت میشه


قربونت عزیزم
چی بگم هاله جان
خیلی سخته
مامان آنیتا
26 اردیبهشت 92 10:34
سلام دوباره
الان خوندم که نوشتی خدا مرگت رو نزدیک کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
فدات شم این چه حرفیه
من قبلا از مرگ نمیترسیدم ولی از موقعی که این فرشته معصوم رو دارم اصلا دوست ندارم بمیرم .
بچه های ما که ناتوان هستن و مشکل دارن بدون ما که مشکلاتشون بیشتر میشه عزیزم تو هم مادرشی و هیچکس بهتر از تو نمیتونه هوای انیتا رو داشته باشه . دیگه این حرف رو نزنی گلکم
آنیتا خوشگله رو از طرف من ببوس


خیلی سخته
وقتی درد میکشه
وقتی هر لحظه دارو بهش بدی بخوره
همش پیگیر دفعات تشنجش باشی و هیچ چیزی ارومش نکنه
هر کسی از خدا طلب مرگ میکنه
الههی هیچ مادری درگیر مریضی بچه اش نشه
هیچ مادری
امین